هر ساله 10 زبان می‌میرند

                                          lang3                                                   

فقط یک لحظه فكر كن  آخرین نفری هستی كه به فارسی صحبت می‌كنی[1]. هیچ آدم دیگری هم به زبان تو صحبت نمی‌كند. فایده‌ای هم ندارد كه زبان فارسی را به بچه‌هایت یاد بدهی، چون درآینده هیچ كسی با آن‌ها به این زبان صحبت نخواهدكرد.  شكست و زیانی را كه حس خواهی‌كرد تصور کن. تمامی مفاهیم ترجمه‌ناپذیر زبان فارسی-مثل خروس بی‌محل، شل كن-سفت‌كن، پشه لگدش زده-[2] از زبان‌ها ناپدید می‌شوند. دیگر كسی باز هم “اتل متل توتوله” یا “لالالا گل پونه” نخواهدخواند[3]. همه‌ی آن سرنخ‌های تیزبینانه‌ی تاریخ، فرهنگ و حافظه‌ی جمعی همگی محو می‌شوند.

در حدود 6000 زبان زنده در دنیا وجود دارد –و حداقل نیمی از آن‌ها در خطر جدی‌اند. در هر بخشی از دنیا،  زبان‌ها دارند ناپدید می‌شوند. در حقیقت، دانشمندی گفته‌است خطر نابودی زبان‌ها بزرگ‌تر و بیش‌تر از خطر نابودی پرندگان و پستانداران است. استاد استیو ساترلند از دانشگاه ا َنجلیای شرقی محاسبه كرده‌است كه در 500 سال گذشته 4.5 درصد زبان‌ها نابود  شده‌‌اند –این آمار را با 1.3 درصد پرندگان و 1.9 درصد پستانداران می‌توان مقایسه كرد.1

در حدود 300 زبان بیش از یک میلیون سخنگو دارند. این‌ها زبان‌های سالم و لطمه نخورده هستند –چینی ِ ماندارین، انگلیسی و اسپانیایی از همه بیش‌تر صحبت می‌شود. ده زبان عمده‌ی دنیا، زبان‌های مادری ِ نیمی ِ از جمعیت دنیا هستند. اما میانه‌ی آماری سخن‌گویان زبان‌ها در جهان، فقط 6000 نفر است نه بیش‌تر –بنابراین نیمی از زبان‌های جهان، 6000 نفر (یا كمتر از آن) سخن‌گو دارند.

                                                 lang4lang2

زبان‌ها، مانند بسیاری دیگر از شكل‌های بیانی بشری، می‌آیند و می‌روند و برای هزاران مورد از این زبان‌ها دقیقاً همین اتفاق رخ داده، بدون این‌كه هیچ ردّی و نشانه‌ای از وجود خود باقی گذاشته‌باشند. فقط تعداد انگشت‌شماری زبان –مثل زبان باسك، یونانی، عبری، لاتین– بیش از 2000 سال عمر كرده‌‌اند. اما به‌نظر می‌رسد كه سرعت ناپدیدی‌شان هر روز بیش‌تر می‌شود. یونسكو مدعی است كه میزان نابودی زبان‌ها اینک به 10 زبان در سال رسیده‌است.

پایگاه اطلاعاتی Ethnologue (یا قوم نگار) كه اطلاعات همه‌ی زبان‌های موجود دنیا را دارد3، مدعی است 417 زبان آن‌قدر کم سخن‌گو هستند كه بتوان گفت در مراحل پایانی نابودی‌اند. لحظه‌ای خود را بجای این‌ها بگذارید: تنها سخن‌گوی زنده‌ی زبان «لو» در كامرون، تنها سخن‌سرای بازمانده‌ی زبان كلاماث در ایالت اورگون آمریكا، تک و توک آدم‌هایی كه هنوز به زبان “سامی پیته” در سوئد و نروژ سخن می‌گویند! بسیار خوب! چه حسی به شما دست می‌دهد؟

در دوران گذشته، زبان‌ها در مناطق منزوی ِ كوچک شكوفا می‌شدند، اما این روزها كم آدمی پیدا می‌شود كه در تماس مرتب با سایر مردم دنیا نباشد. توانایی‌ی سخن‌گفتن به زبان بین‌المللی‌ی شناخته‌شده‌‌ای مثل فرانسه، ‌انگلیسی یا آلمانی، امتیاز آشكاری برای مردمی است كه در پی‌ی بیش‌ترین فایده و سود از فرصت‌هایی هستند كه تماس برایشان به ارمغان می‌آورد. درنتیجه، مردم ممكن است نفهمند كه كودكان‌شان در حال یادگیری زبان مادری ِ خود نیستند.

زبان‌ها ممكن است از طریق مهاجرت از بین بروند، در مواردی كه افراد از جماعات كوچک روستایی به مراكز شهری نقل مكان می‌كنند، یا وقتی محیط زیست یک جماعت به سبب كندوكاو نفتی یا چوب جنگلی نابود می‌شود. بلاهای طبیعی هم می‌توانند جمعیت‌ها و همراه با آنان، ‌زبان‌شان را محو كنند –مثل سخن‌گویان زبان پائولوهی در مالوكوی ِ اندونزی كه همه‌‌ی‌شان در نتیجه‌ی زلزله و سونامی كشته شدند و فقط 50 نفرشان باقی ماندند.4

دولت‌ها هم برای پاسخ‌دهی به مسئله‌ی نابودی زبان‌ها توجیهی برای خود دارند. نیاز پذیرفته‌شده‌‌ی كشورها به تثبیت “زبان‌های رسمی” كه كشور با آن بچه‌‌ها را آموزش دهد، امور سیاسی‌اش را اداره كند و كار و كسب‌اش را انجام دهد، تأثیری فاجعه بار بر روی بسیاری از زبان‌های كوچک داشته‌است. تا دهه‌ی 1970 بومیان آبورجین استرالیا اجازه نداشتند به زبان‌های خودشان سخن بگویند، زبان‌هایی كه زمانی از 400 تا بیش‌تر بودند. اكنون به قول “اطلس زبان‌های در خطر ناپدیدی در دنیا”، فقط در حدود 25 زبان آبورجین هنوز در دهان مردم بومی استرالیا جاری می‌شود.

وقتی زبانی محو می‌شود، چه چیزی از دست می‌رود؟ هستند كسانی كه می‌گویند نابودی و محو زبان‌ها، صرفاً نشانه‌ای است از تكامل تدریجی گونه‌های بشری، در دنیایی كه ارتباطات را تشویق می‌كنند و یک‌نواخت‌سازی‌ی فزاینده، فقط تأثیر فرعی و جانبی تكامل است و نه چیزی بدتر. معلوم است كه اگر همه‌ی مردم دنیا به‌یک زبان واحد سخن می‌گفتند مزایای بسیار بزرگی بدست می‌آمد –در بعضی صنایع هم پیش از این در دنیا به‌یک زبان سخن گفته‌اند، مثلاً با رسمیت زبان انگلیسی به عنوان زبان اجباری میان خلبانان و مأموران برج كنترل فرودگاه‌ها. اما معلوم است كه مسایل بسیار بسیار بیش‌تری در مقایسه با صـِــرف راحتی‌ی ارتباط وجود دارد. وقتی زبان‌ها از بین می‌روند، تمامی شیوه‌های زندگی و مجموعه‌هایی از دانش ممكن است همراه با آنان از میان برود. مناسک پیچیده‌ی مذهبی و اجتماعی ناپدید می‌شوند، تاریخ‌های شفاهی از طریق تكرار نشدن می‌میرند. اطلاعاتی كه در طی نسل‌ها در مورد گیاهان، جانوران و محیط‌زیست‌ها بدست آمده‌اند، به نسل‌های بعدی منتقل نمی‌شوند. و غنای نعمت انحصاری بشر، یعنی سخن گفتن در مورد آنچه كه در اطراف‌مان می‌بینیم، هر چه بیش‌تر كم رنگ‌تر و ضعیف‌تر می‌شود.

به بیان ساده‌تر،‌ زبان چیزی را در مورد واقعیت، در مورد موقعیت‌ها در جهان شرح می‌دهد. “آنی رائوهی‌هی”، معلم مائوری[4] در جزیره‌ی شمالی در زلاندنو این بحث را جمع‌بندی می‌كند: “اگر بزرگ شوی اما به زبان خودت سخن نگویی، نخواهی دانست كه چه كسی هستی.”5

                      GEISHANI

همین نیاز به احساس هویت و پیوستن به گذشته‌ی فرد عامل مهمی است در احیای زبان مائوری (زبان جمعیت بومی زلاندنو) است که پیش از ورود مهاجران اروپایی زبان غالب آنجا بوده‌است، اما تا اوایل قرن بیستم، كودكان در صورت سخن گفتن به آن زبان در مدرسه، تنبیه می‌شدند و مدارس معدودی آن زبان را تدریس می‌كردند. تا دهه‌ی 1980، كمتر از 20 درصد مائوری‌ها به اندازه‌ی كافی زبان خود را بلد بودند كه بشود به آن‌ها سخن‌گوی بومی گفت، و بسیاری از افراد شهرنشین‌شده‌‌ی مائوری اصلاً تماسی با زبان و فرهنگ خود نداشتند6. اما امروز یک نفر از هر 4 نفر در زلاندنو به مائوری سخن می‌گوید و در حدود 40 درصد پیش‌دبستانی‌های مائوری در مدارس کاملاً مائوری ثبت نام می‌كنند. مائوری زبان رسمی هم هست.

زبانی را كه مرده به حساب می‌آید حتی ممكن است بتوان به زبانی شكوفا و پویا تبدیل‌اش كرد. زبان عبری در حدود سال‌های 200 میلادی، به عنوان زبان گفتگوی روزانه، كنار گذاشته شد، اما یهودیان به عنوان “زبانی مقدس” به‌استفاده از آن ادامه دادند. در اواخر قرن 19، جنبشی احیاگر به رهبری الیازار بن‌یهودا یک‌بار دیگر، تبدیل عبری به عنوان زبان گفتگوی روزمره را به‌عنوان هدف خود در نظر گرفت تا زبانی مشترک باشد برای همه‌ی یهودیان. زبان تازه، عامل كلیدی جنبش صهیونیزم شد، به‌طوری كه وقتی یهودیان به وطن‌شان برگشتند، زبان مشتركی داشتند. بن‌یهودا هزاران واژه‌ی تازه اختراع كرد و پیشگام كاربرد عبری در خانه و مدرسه بود. اكنون بیش از 5 میلیون نفر به عبری سخن می‌گویند، جمعیتی که 81 درصد جمعیت اسرائیل‌اند.

به نظر می‌رسد دنیا می‌تواند در حال آغاز به درک آن چیزی باشد كه قرار است در آستانه‌ی از دست داد‌نش باشد. یونسكو فعالانه در حال ارتقاء چند زبانه‌گی است و لازم می‌بیند جنبه‌های ناپیدا و معنوی فرهنگ‌ها را در كنار یادمان‌های سنتی‌تر و پارك‌های ملی حفظ كند. جوزف پات، رئیس بخش زبان‌های یونسكو، از ضرورت “سه زبانه گی”سخن گفته‌است –همگی‌ی ما باید بتوانیم به زبان مادری‌مان، به زبانی “همسایه” و زبانی بین‌المللی حرف بزنیم. حتی آموختن زبانی تهدیدشده‌ در مدارس، می‌تواند سامانه‌ای نجات‌بخش خلق ‌كند.[5]

برای زبان‌هایی كه فقط تعداد انگشت‌شماری به آن‌ها سخن می‌گویند ممكن است بسیار دیر  شده‌ باشد. در مواردی، این سخنگویان سالمندند، با زبان مادری‌شان خیلی كم صحبت می‌كنند و بسیاری از واژگانی را كه زمانی بكار می‌بردند، اكنون فراموش كرده‌اند. اما به‌نظر می‌رسد كه سرانجام ارزش این زبان‌ها در حال شناسایی‌شدن است، و این نخستین گام در راه جلوگیری از اوج فاجعه‌است.

                                                             DDDD


[1]– در متن اصلی كتاب: به انگليسی صحبت می‌كنی.

[2] – در متن اصلي ِ كتاب به این شکل آمده‌است. مترجم معادل فارسي اين‌ها را نياورده‌است.

A stiff upper lip , A stitch in time, a new york minute.

[3] – در متن اصلي: «ring-a-ring o’roses» or «baa baa black sheep» (م.)

[4] –  Maori: زبان بوميان زلاندنو.

[5] – يادداشت مترجم: باوجود دقت نظر كارشناسانه در اين پيشنهاد و توصيه، عملی بودن يا غيرعملی بودن آن، در وضعیت سنگين و پرفشاری كه هم اكنون در حال گذر است، مسئله‌ای‌است ديگر: با حاكميت الگوی مصرف آمريكايي و غربي يا به عبارت ديگر حاكميت كيش مصرف بر رفتار تك تك عاملان صحنه‌ی اقتصاد خرد و كلان و توليد انبوه و حتیّ توليد دستی، میزان استقبال از اين پيشنهاد، كاملاً به زير سوال می‌رود. پرسش اين است كه رعايت‌كنندگان اين پيش‌نهاد چگونه خواهند توانست در برابر فشار سيل دائمی ِ مصرف، و فشارهای فرعی‌ ناشی از کیش مصرف مقاومت كنند و زبانی را كه ديگر مورد مصرفی اقتصادی ندارد، دوباره بر سر زبان خود و خانواده‌شان بياندازند؟

برای اشتراک در خبرنامه و دریافت مطالب از طریق ایمیل، ایمیل خود را اینجا وارد کنید.

2 دیدگاه در “هر ساله 10 زبان می‌میرند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *