والدن، شاهکار ثورو منتشر شد

والدن منتشر شد.

خبر مهمی است، هر چند که غول های رسانه‌ای و دروازه‌بانیِ خبری‌شان، محلی به این خبر نگذارند.

یکی از چند شاهکار ادبیات و اندیشه ی آمریکا، کتاب والدن است. این کتاب به تازگی به همت علیرضا بهشتی شیرازی و نشر روزنه در اختیار فارسی زبانان و نیز مردم ایران قرار گرفت. باید به مردم فارسی زبان، مردم ایران تبریک گفت و همین‌طور به مترجم بلند همت و تلاشگر و ناشر که کاری را که زمین مانده بود به انجام رساندند.  این تبریک، فارغ از نقد و نظر در باب کیفیت و چند و چون ترجمه و میزان وفاداری به محتوا و متن و لحن و سبک این شاهکار است.

مترجم همراه با مقدمه‌ی خوبی که به اول کتاب اضافه کرده است، مقدمه‌ی مفصل ناشر انگلیسی را نیز همراه کرده و برای فهم بهتر کتاب، دو نوشته ی مشهور ثورو، یعنی زندگی بی اصول (بی اصالت) و نافرمانی مدنی را ترجمه و به اول و آخر کتاب اضافه کرده است.

نشر این کتاب به خودیِ خود برای فرهنگ مردم پر اهمیت است. حالا مردمی که دست‌شان به دهان‌شان می‌رسد و فراغتی دارند و در پی سوالاتی برای زندگی‌ای با کیفیت‌تر و با معنی‌تر هستند، می‌توانند راحت‌تر و بی‌ مانع زبان، به اندیشه‌ی ثورو نزدیک شوند، اندیشه‌ای که شاید از تقلاهای‌شان برای توهم کسب کمی راحتیِ بیشتر، کم کند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

والدن از چه می‌گوید؟

drawing-thoreau-cabin-at-waldon

هنری دیوید ثورو متفکری کمیاب و ناهمرنگ در میانه‌ی قرن 19 در کنکورد آمریکا زندگی می‌کرد. نوشته‌های او زیادند. 14 جلد روزنگار دارد که بارها و بارها آن ها را ویرایش می‌کرده است. مقالات بسیار و  متن‌های سخنرانی نه چندان کم.

امروزه، دو نهاد مستقل، به نام او در آمریکا کار می کنند تا کارهایش را در اختیار خوانندگان بگذارند. اما هستند دانشگاه هایی که کرسی ثورو شناسیِ مستقل برای خود دارند و کارهایش را مرتب و ویراستاری و مقدمه نویسی و یادداشت نویسی می کنند.

چندین کتاب نوشته که دو تا از آن‌ها به عنوان شاهکارهای او، خیلی نامدارند:
–  نافرمانی مدنی (ترجمه‌ی این کمترین)

–  والدن

اولی از فردیت و کنشگری سیاسی در برابر هر دولت مستقری صحبت می کند و در عین حال، آزادزیستی و مستقل‌زیستی و ساده‌زیستی را می‌بینیم که در جای جای آن به عنوان الگو معرفی می‌شود. در نافرمانی، از دولت می‌خواهد که دست از سرش بردارد و تحمل‌اش کند، اما در عین حال به دولت ستمگر و دستورات‌اش به شدت حمله می برد و در صورت لزوم، خواستار نافرمانی اخلاقیِ جمعی و لااقل فردی در برابر دستورات غیراخلاقیِ احتمالی دولتش می‌شود.

اما در کتاب دومی، دیگر کار مستقیمی به سیاست و جامعه ندارد، هر چند که گاهی با گوشه و کنایه. در والدن بیشتر، نگاه انسان به زندگی، عمر، و اقتصاد زندگی، یعنی “چگونگی مصرف منبع بسیار بسیار کمیاب عمر برای کسب بیشترین رضایت و لذت ممکنه” را به جلو می کشد. خاطرات‌اش را در طی دوسال و دو ماه اقامت در کنار جنگل و برکه ی والدن در فاصله‌ی 2 کیلومتریِ مرکز شایعات و وراجی های روزمره‌ی کوچه و خیابان، یعنی خیابان اصلیِ کنکورد برای مان تعریف می کند. اما خاطراتی با تاملاتی شگفت‌آور.

می‌توان این تاملات را با کمک تمثیلی، بهتر شرح داد: برگ های خشک پاییزی را می‌توان با جارویی بزرگ جارو کرد و آتش‌شان زد تا از شرشان راحت شد. اما کسی هم پیدا می‌شود و چند روز روی یکی از میلیون‌ها برگ پاییزی تامل می کند. با چشم، با کمک ذره بین و بعد با استفاده از میکروسکوپ. دنیایی که این دو برخورد با برگ‌ها معرفی می‌کنند، دو دنیای خیلی متفاوت است. در نگاه پر تامل دوم، متوجه می شویم که همین برگ، چه پیچیدگی‌ها و چه‌شگفتی‌هایی دارد که در حالت عادی از آن ها غافل می‌شویم.

او در والدن توانست این فرصت را به خودش بدهد که بی انزواطلبی از جامعه، اما با فرار از هرزه‌گویی‌ها و وقت تلف کردن‌هایش، در طبیعت و هستی و انسان تامل کند. کتاب بنویسد، تولید کند و معاش‌اش را بی‌نیاز از دیگران بگذراند؛ با مردمی که می خواهد، ملاقات کند و شب‌ها و روزهایی را در کلبه‌ی کوچک اش به گفتگو با آنان بگذراند؛ حتی پذیرای 25 نفر در یک نشست در کلبه‌ی کوچکی باشد که عرض و طولش 3×4و نیم متر بود و بعدها هم کلوپ والدن نام گرفت؛ اما اسیر وقت تلف کن‌هایی مثل بیشتر “گروه‌های تلگرامی و چت های سرِ پاییِ” آن روزگار نشود. برای‌اش کافی بود که یک بار خبری سیاسی را بشنود و دیگر ضرورتی برای دنبال کردن ساعت به ساعت آن نبیند. فرصت پیدا کرد تا آزمایشی را بر روی خود انجام دهد که آیا می‌توان با کمترین امکانات هم، سرخوشانه زیست یا نه. ثورو از این آزمون موفق بیرون آمد. یعنی برای خود به مرگ گرفت تا ما به تب راضی شویم. خواست راهی نشان بدهد که بله؛ می‌توان!

پس: زندگی را ساده کن، ساده کن،‌ ساده کن!

این بود فرمولی که بعد از تجربه‌اش بدست آورد. از آن روز تا به حال، آدم‌های خیلی زیادی در برابر این تجربه قرار گرفته‌اند، از خواندن اش و شنیدن‌اش لذت برده‌اند، اما موقع عمل، دست و دل‌شان لرزیده است و گفته‌اند سخت است. نمی توانند دل بکنند از وضع فعلی خودشان. با وجودی که ثورو در والدن به خوبی جمع و تفریق دقیقی می‌کند که سر جمع، آدمی که می‌خواهد فراغت یا لذت مرسوم و همرنگانه‌ی بیشتری ببرد، در این بازی، بازنده‌ی نهایی است؛ اما آدم‌ها عملا همین محاسبه را به عمد فراموش می‌کنند و همان راهی را می روند که همگان می روند و چاره را در تن دادن به سوی فریب بزرگ «رفاه و فراغت بیشتر» در شعار “هر چه بیشتر بهتر!” می بینند، و نه در سر باز زدن از آن؛ در نتیجه همرنگ می‌شوند( اینجا  و  اینجا ).

مشهور است ثورو بعد از این که به دلیل نپرداختن اعتراضی و اخلاقی و عمدیِ مالیات سرانه، یک شب در زندان خوابید، امرسون، غول فکریِ آمریکا که دوست و همدم و سرزنش‌گر او بود به ملاقات‌اش آمد و پرسید: “هنری! تو این جا چه می کنی؟!” و ثورو هم در جواب‌اش پرسید: رالف! راستی! تو اوون جا چه می‌کنی؟!”

به همین خاطر بود که امرسون، بر سر خاکش این چنین اعتراف کرد و حسرت خود را برای آزادگیِ دوست‌اش به نمایش گذاشت:

“او تنها انسان آزاد شهرش بود و استقلال‌اش چنان نمودی داشت که دیگران درمقایسه با وی، بردگانی بیش نبودند.”

در ایران، ثورو ناشناخته بوده، اما در سال 1378 نافرمانیِ مدنی اش را ترجمه کردم و برای استفاده ی عموم در اینترنت گذاشتم. این کتاب در سال 1393 از سوی نشر قطره چاپ و تجدید چاپ شد. سال‌هایی بعد کتاب دیگری را به نام  “دارندگی (فراوانی) در بسندگی است – اقتصاد جایگزین ثورو” در مورد زندگیِ او در والدن به فارسی ترجمه کردم.

اما برای اولین بار بود که در مرداد و شهریور امسال (1395)، مصطفی ملکیان که با شیفتگی، در سه نشست‌ کلاس “اخلاقی زیستن در دنیای امروز”، به‌طور مفصل به جمع “پیکرتراشان معنویت” و “اخلاق تعالی گرا” و یکی از برجسته ترین شان، ثورو پرداخت؛ نشان داد که این ثورو بوده که در میان اینان، اخلاق تعالی‌ را به تمامی زندگی کرد. ملکیان باز هم، متاثر از ثورو در چند نشست در شیراز (1395)و شهرضا (فروردین 1396)، به همین بحث ساده زیستی پرداخت و توانست این شیوه ی زیست مطرح در دنیای امروز را به شکلی واضح تر  برای اهل سواد ایرانی باز کند و به عنوان یک  «باید مطالعاتی» و  «بحث در خور تامل» درآورد.

او شاعری بوده که با ساده زیستی، مبارزه با همرنگی و روزمرگی، مبارزه با مصرف گرایی، و با تامل در طبیعت و هستی، توانست زیستن را همچون شعری بسراید و نیز شعر زیستن را با تمام وجود زندگی کند! عطر این زیستن، مشام همه‌ی اهل معنویت را تا همیشه می‌تواند پر ز هوا کند.

چه ساز بود که در پرده می زد آن مطرب؟

 که عمر رفت و هنوزم دماغ پر ز هواست!

… خْب، با این احوالات، بد نیست که آدم نسیم روح بخش برداشت‌های این چنین انسان آزاده‌ای را ببلعد، نسیم نگاهش به زندگی، هستی، “زیبایی و حقیقت و خیر”!

نظر شما چیست؟                                                                                                                     

thoreau_grave1

گور ثورو

                                                                  a60b46686cbd6cc68af399033bee4ba5

برکه‌ی والدن

thoreau1

نمونه‌‌ای از کلبه‌ی ثورو در کنار جنگل و برکه‌ی والدن

                                                                                                 images                            
عکسی از او

 

 

برای آشنایی با منابع بیشتر در مورد ثورو و والدن:

http://www.thoreausociety.org/

https://www.walden.org/

http://thoreau.eserver.org/

خواننده‌ی گرامی،– به نقد و نظرتان در همین زیر، خوش‌آمد گفته می‌شود، چون ارزش‌آفرین و  مددکار  رشد اندیشه است!

– می‌‌‌توانید مشترک سایت شوید، با دادن یک ایمیل (در زیر همین نوشته).

–  آدرس کانال تلگرام: www.telegram.me/GahFerestGhKeshani

– پروفایل کامل تر در سایت کاوچ سرفینگ:   www.couchsurfing.com/keshani 

برای اشتراک در خبرنامه و دریافت مطالب از طریق ایمیل، ایمیل خود را اینجا وارد کنید.

6 دیدگاه در “والدن، شاهکار ثورو منتشر شد

  1. با سلام خدمت جنابعالی
    از اطلاع رسانی شما در مورد ترجمه والدن بسیار ممنونم من انتظار داشتم ترجمه این کتاب توسط خود شما انجام شده باشد چون بدون تعارف و تملق هرچه از ترجمه های شما را خوانده ام عالی بوده با این حال رفتم و کتاب رو دیدم و مقداری ورق زدم اصلا بنظرم جالب و دلچسب نبود ولی متوجه نشدم که این اشکال مربوط به اصل کتاب است یا ترجمه آن ؟
    سوالی که دارم این است که آیا ترجمه شما بزودی چاپ میشود یا نه؟ چون بسیار مایلم این کتاب رو بخوانم .از توجه شما بینهایت متشکرم

  2. سلام و عرض ادب می کنم.
    ممنونم که این بازخورد رو به من دادید (فارغ از مثبت یا منفی بودن بازخورد محترم تان)
    در ترجمه سعی می کنم خود را بجای خواننده بگذارم و مفاهیم را تا رفع ابهام نکنم، نهایی ندانم.

    به همین خاطر، من همین بعد از وقفه ای کوتاه دوباره مشغول کار شدم و الان فقط به ترجمه ی این کتاب مشغولم.
    اما تا تبدیل کار به متن کاغذی، باید پژوهش زیادی انجام بگیره که آبروی کار ثورو حفظ بشه.
    خوشبختانه اینترنت هست تا کمی کمک کنه و کار شناسان ثورو شناسی هم در دو انجمن ثورو و دانشگاه های آمریکایی هستند که در آخر کار، باید ازشون کمک بگیرم.
    اما باید بگم که اکثر آمریکایی های باسواد بالا هم، در خوندن والدن دچار اشکال می شوند،
    علت:
    ایهام و بازی های کلامی و استعارات پیچیده.
    مثل خیلی از اشعار حافظ.
    امیدوارم حالا که پای کار هستم، هر چه زودتر و هر چه منقح تر کتاب رو تحویل خوانندگان عمیق و متعهد و خوش فکری بدم که بتونند اندیشه و عمل این انسان والا را هم با کردارشون به مردم معرفی کنند.
    موفق باشید.

    کمترین،
    http://Www.telegram.me/gahferestghkeshani

      1. سلام عرض می کنم.
        بنا به قاعده، زودتر از یک سال، تحویل ناشر نمی شه، اما پس از آن، مدت کار آماده سازی و کسب مجوز و نشر، خیلی کوتاهه.
        کسب مجوز این کتاب، خیلی فوری یه.
        با احترام

  3. پانزده سالم که بود، تو کتاب آقای علیزاده ذیل مدخل “لیبرتاریانیزم” برای اولین با ثورو آشنا شدم. با شوق و ذوق رفتم و ترجمه شما رو از اینترنت دانلود کردم و پرینت گرفتم و با کلی علاقه خوندمش. اونقدر تحت تاثیرش قرار گرفته بودم که چن نسخه از ترجمه شما رو پرینت کردم و به دوستان و آشنا هام دادم.
    الان بعد دو سه سال، دوباره به یک مقاله درباره ثورو و والدنش برخوردم و اومدم کتاب رو جستجو کنم که اتفاقی به سایت شما برخوردم. بر خودم لازم دیدم از غلامعلی کشانی، مترجمی که با مقدمه و ترجمه عالی و سحر انگیزش باعث آشنایی من با اندیشه های والای مردمانی چون ثورو شد قدر دانی کنم. به امید موفقیت روز افزون شما.

    1. جناب آقای نورمند،
      از اعتنای دوباره ی جنابعالی به این ارتکابات و نوشتجات متشکرم، نوشته هایی که به صفاتی بسیار برجسته مفتخر شان کردید، توصیفاتی که مرا هر چه بیشتر موظف می کنند در مسیرِ «کارِ بیشتر، انتخاب موضوع مفید تر، ، انجام تمیز تر هر کار، و فروتنی ی بیشتر» ؛ مشکل پسند تر و اهل مراقبه تر باشم، تا در معامله ام با هستی، « خطا و غش و غبن و ریا»ی کمتری داشته باشم. .
      __________________
      – این که در 15 ساله گی اهل جستجو بوده اید، خبر خیلی خوبی است، خیلی!
      – این که حس مسئولیت کرده اید و اقدام هم کرده اید، خبری خوب تر!
      – این که دوباره با والدن درگیر شده اید، بخت خوبی است. کاش بتوانیم به زبان انگلیسی بخوانیم اش، هر چند که با وجود ساده نویسی ی ثورو، یکی از متن های بسیار پیچیده در ادبیات آنان است.
      در مورد کیفیت کار نظر ندادم، اما همت بزرگ مترجم را ستودم که بنا به پیشنهاد یکی از معتمدین شان، در شرایط ناگوار، کار را انجام داده اند.
      این کار هنوز روی میز کار من (یعنی روی فرش خانه) است و منتظر ادامه ی کار.
      فعلا «دارندگی در بسندگی است» (اقتصاد جایگزین ثورو) در مرحله ی اندیکس نویسی است تا به چاپخانه برود، (احتمالا همراه با مقدمه ی سرشناس ترین مدرس فلسفه اخلاق در ایران) که این خود، کار بزرگی است برای شناساندن بخشی از نگاه ثورو به هستی.
      و

      کتاب کوچکی هم از سیمون وی آماده شده که در همان امتدادِ جوهره ی فکر ثورو است. کتابی کوچک، اما بمب ی بزرگ و لطیف در حوزه ی اندیشه ی سیاسی!

      و بعد: ادامه ی والدن.

      خبر هر دو در این جا منتشر خواهد شد.
      اگر آدرس داشته باشم، خبرتان می کنم از انتشار هر دو مطلب.

      از آشنایی با جنابعالی خیلی خوشوقتم.

      فرصت را غنیمت می گیرم و شما را دعوت می کنم به خواندن پاسخ به پیام جناب آقای حمید نوحی در زیر نوشته ی «چاپ سوم نافرمانی مدنی»

      با احترام،
      کمترین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *